header

طبیعت بورالان

توضیحات

بورالان نام منطقه ای وسیع با وسعت یکصد و شصت هزار هکتار است که در نقطه صفر مرزی ایران و ترکیه قرار گرفته است و با کشورهای ارمنستان و آذربایجان نیز دارای مرز مشترک می باشد. از این وسعت تنها شصت و هشت هزار هکتار از منطقه بورالان در داخل مرزهای ایران قرار گرفته است. منطقه بورالان در همسایگی ارتفاعات آرارات ترکیه قرار داشته و بیش از 32 روستا را در گستره وسیع خود دربر گرفته است. منطقه بورالان محل اتراق عشایر این منطقه نیز هست و چشمه سارهای متعددی در آن از دل زمین می جوشند که از دل کوه های آرارات سرچشمه گرفته اند. تالاب  زیبای بورالان نیز در محاصره نیزارهای انبوه و بلند در این منطقه قرار گرفته است. اما در عین ناباوری بورالان تنها منطقه بیابانی آذربایجان غربی نیز محسوب می شود. با گردشگری 724 همراه شوید.

 بورالان بیشتر به خاطر داشتن چشمه پرآب ثریا شناخته می شود که درست در نقطه صفر مرزی ایران و ترکیه از دل زمین بیرون می زند و در دامنه آرارات واقع شده است. اما وجود این چشمه پرآب که  یکی از سرشاخه های رودخانه ارس است نیز تاثیری در گسترش فضای بیابانی ان نداشته است. بورالان در اوایل دهه هفتاد شمسی به دلیل چرای بی رویه دام ها، عوامل انسانی و فعالیت های آتشفشانی چند هزار سال قبل آرارات و حضور سنگ های بازالتی به مررور دچار فرسایش شده است و علاوه بر این موارد سومدیریت در برخی بازه های زمانی به پیشرفت بیابانی شدن بورالان و فرسایش آن کمک کرده است. در حالی که این دشت وسیع و بسیار زیبا که در محدود شهر ماکو قرار گرفته است سالها قبل به بهشت ایران شهره بوده است.

در سال های اخیر طرح های مشترکی با کشور ترکیه برای جلوگیری از گسترش بیابان زایی در این منطقه طرح ریزی شده است تا از فرسایش بیشتر منطقه استراتژیک بورالان جلوگیری بعمل آید. با این وجود بورالان در مجاورت قله های پربرف آرارات، چشمه زلال و پرآب ثریا، آب و هوای مطبوع و طبیعت چشم نوازش هنوز هم یکی از زیباترین نقاط شهر ماکو در استان آذربایجان غربی است و حضور عشایر اصیل این منطقه در کنار روستاها این منطقه را در لیست جاذبه های محبوب استان آذربایجان غربی قرار داده است. در این منطقه در فصل بهار دارای یکی از زیباترین جلوه های طبیعت است که پای گردشگران زیادی را به بورالان می کشاند. به گفته محلی ها در این منطقه غارهای زیرزمینی متعددی نیز به چشم می خورد.

گردشگری ۷۲۴ همراه شماست

با نصب اپلیکیشن گردشگری ۷۲۴ با جاذبه ها و اقامتگاه های کشور آشنا شوید و از سفر خود لذت ببرید

موقعیت نزدیکترین جاذبه های آذربایجان غربی روی نقشه

نظرات

نظر شما در مورد این جاذبه ؟

طبیعت بورالان
کاربر مهمان ۱۳۹۹/۰۷/۱۵
خاطرات و خطرات سفرنامه ی دوچرخه سواری[دویست و پنجاه کیلومتری] (مرز ترکیه، و آذربایجان) در بیست و نه و سی مرداد نودو نه، ساعت یک عصر از ترمینال ماکو رکاب زنی انفرادی را شروع نموده و پرس و جو از وضعیت امنیت منطقه، همه اطلاعات نا امنی منطقه را گوشزد ‌دادن! ساعت سه عصر شهر بازرگان رسیده و بدون هیچ گونه توقف جاده مرزی ادامه را دادم و گذر از سه راهی ساری سو و شروع سربالایی که دو ساعت تمام تا محل سه راهی جاده ایل آی بیگلو، پاسگاه های مرز بانی ایران تابلو های بدون نام و شعار هاى شهادت و... معنی نا امنی منطقه را بیشتر هویدا می نمود! و عشایر اکراد مرز نیشین هم کنار گله های شان که در هجوم سگهایشان کمکم می کردند و دیوار مرزی کشور ترکیه، تقریبا پانصد متری و مرزبان انش در برجکها هشیار بودند.و چند مورد از طرف افراد ناشناس محترمانه جاده را، بستن و سوال کردند فقط می گفتم چشمه ثریا می روم!و... ترس نیروی جسمی آدمی را چندین برابر می کند! یک واقعیت بوده است! خودم هم نفهمیدم چگونه پانصد متر اوجگیری در جاده چاله و چوله ی و.. و مسیر در سراشیبی دو ساعت تا چشمه ثریا دامنه آرارات کوچک و [هاچای سردار بلاغ بین آرارات بزرگ (بویوک آغری) و آرارات کوچک طی می کردم و چشم‌انداز سنگ های آتشفشانی و درختچه‌های میان آنها وسنگر های طبیعی و رویدادهای تاریخی آن، چنان ذهنم را درگیر ساخت فقط ساعت هفت عصر پاسگاه مرزبانی چشمه ثریا تابلو ورود ممنوع توجهم جلب کرد! سربازی مهربان، از برجک نگهبانی صدایم کرد اینجا چه میکنی؟ گفتم اگر اجازه فرمایید می خواستم چشمه ثریا را به بینم، فورا فرمانده اش را در جریان گذاشت و استوار نجفی با چهره ای شاد و احترام پرسید چگونه اینجا سالم از بازرگان آمده اید.؟ و... گفت به فرمایید به بینید و بعداز دیدن سریع منطقه را ترک نمایید و...سریع عکس چشمه ثریا گرفتم. [چشمه ثریا و دریاچه بورالان با یازده هکتار مساحت بین چهار کشور ایران، ترکیه ارمنستان و جمهوری خودمختار نخجوان ] چشمه ثریا حاصل ذوب برفها و یخچالهای کوههای آتشفشانی آرارات بزرگ و کوچک و جوشش آن بصورت دو هزار چشمه از بستر دریاچه بورالان و تالاب،‌ و رود خانه قره‌سو به طول سی سه کیلومتر تا دمیر قاپو محل تلاقی رودخانه ارس، مرز آبی ایران و ترکیه را تشکیل می‌دهد، تالاب بورالان و مرز آبی سی و سه کیلومتری از طرف کشور ترکیه دیوار کشی شده و قسمتی از در آمد عشایر مرز نیشین رد کالا بوده به کلی از سال گذشته قطع شده و رد کردن افغانی هم. کم شده و خطر اش به سود اش نیست؟ و این منطقه بی نظیر زیبا و دیدنی در طول تاریخ از زمان ساسانیان تا به امروز عشایر مرز نیشین (کرد و ترک و ارمنی) به‌عنوان مرز دار استفاده شده است و حکومتهای قدرتمند از این انسانهای پاک، آزاد و مهربان با ترفند های مختلف ملیت، زبان و مذهب سو استفاده کرده اند و بد نام و خشن معرفی شده اند!؟ در عصر حاضر دیگر مرز بانی، این اینها نه به نفع کشورها و نه به نفع خود شان (عشایر مرزنشین ) است وقت آن است به عشایر غیرتمند عزت قایل شویم و برای شان کار و در آمد ایجاد نماییم زیرا جمعیت شان افزایش چندین برابر داشته و با وارد کردن سه و چهار برابر واحد دامی اکولوژیک مراتع، در چند سال اخیر از بین رفته و خشک سالی های اخیر در حوزه آبریز ارس این هشدار را به ما می دهند دیگر دیگر سو استفاده از طبیعت چه پیامدهایی برای آینده رقم خواهد زد و...مسير را از جاده مرزی ادامه دادم، مرز مشترک سه کشور ایران، ترکیه و جمهوری خودمختار نخجوان روستای دیم قشلاق در سی و سه کیلومتر بین پاسگاههای مرزی آبادی هایی در سی سال اخیر از سنگ ها بنا کرده اند که در نقشه وجود ندارند و... ساعت ده شب روستای دیم قشلاق در تاریک مطلق دو نفر از اهالی روستا با مهربانی مرا به خانه شان بردند و بعد از پذیرایی از حال روز شان جویا شدم که قسمتی از درد و رنج شان به سمع تان تقدیم شد و ساعت شش صبح خدا حافظی کردیم و دیگر ترسم با تفکر اینکه این مرز نیشنان واقعاً آدم های گرفتار شده سیاست های حکومت ها هستند و چاره ای ندارند و زندگی شان خلاصه شده به چند راس گوسفند، گاو و سرپناهی میان سنگهایی بیابان و... و خطای آنها به اندازه یک زمین خوار، اختلاس گر و تازه به دوران رسیده ها شهری نیست!!؟؟و... مسير را روز سیم ساحل آراز ادامه دادم و ساعت نه شب به شهر مرزی جلفا به سلامتی رسیدم و بیست و دو ساعت استراحت مطلق در منزل دوست دیرین و عزیزم آقای فلاح بودم ساعت هفت عصر با قطار جلفا تبریز آمدم ولی رییس قطار گفت باید در صوفیان پیاده شوید چون سوار کردن دوچرخه ممنوع بوده ولی کرایه دو نفر گرفته بود! و ساعت ده شب دور از شهر صوفیان پیاده کرد و پیاده شدم جاده به طرف تبریز ترافیک سنگینی بود ولی مسیر بر عکس خلوت بوده فقط سه راهی امند پنج کیلومتر جاده خاکی آمدم و ساعت دوازده شب آخرین دقیقه مرداد این سفرنامه دوچرخه‌سواری به پایان آمد